تبليغاتX
جم بام استان بوشهر
 سوال

پالايشگاه‌ گاز فجر جم‌ و عدم‌ پاسخگوئي‌ به‌ سوالات‌ مردم‌

[سجاد بهزادي]

ـ از 10 سال‌ پيش‌ در شوراي‌ انرژي‌ کشور بحث‌ کمبود آب‌ در منطقه‌ جم‌ و ريز وجود دارد، آبي‌ که‌ پالايشگاه‌ کنگان‌ مي‌کشد و لذا آبهاي‌ زيرزميني‌ رو به‌کاستي‌ مي‌رود. (شمس‌ اردکاني‌ ـ دکتراي‌ اقتصاد انرژي‌ ـ در مصاحبه‌ با خبرنگار نسيم‌جنوب‌ ـ شماره‌ 167)
ـ خشکيدن‌ سفره‌هاي‌ آبي‌ توسط پالايشگاه‌ فجر جم‌ و عسلويه‌ بزرگترين‌ مشکل‌ حوزه‌ انتخابيه‌ام‌ مي‌باشد. (عبداله‌ حاجياني‌ ـ نطق‌ پيش‌ از دستوردر مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ ـ 1381/3/1)
ـ چون‌ پالايشگاه‌ گاز فجر از يک‌ طرف‌ و عسلويه‌ و پارس‌ جنوب‌ از طرفي‌ ديگر آبهاي‌ زيرزميني‌ منطقه‌ را مي‌مکند باغات‌ و کشاورزي‌ دچار بحران‌شده‌ است‌ (رئيس‌ مرکز جهاد کشاورزي‌ منطقه‌ جم‌ و ريز در مصاحبه‌ با خبرنگار نسيم‌ جنوب‌ شماره‌ 190).
ـ متأسفانه‌ شرکت‌ نفت‌ توجه‌ به‌ عمران‌ و آبادي‌ منطقه‌ ندارد و حتي‌ مشکلاتي‌ که‌ خود نيز مسبب‌ آن‌ است‌ را جبران‌ نمي‌کند، که‌ نمونه‌ واضح‌ آن‌ کمبودمنابع‌ آب‌ در منطقه‌ جم‌ و ريز و ازبين‌ رفتن‌ کشاورزي‌ است‌. (فرماندار کنگان‌ ـ مصاحبه‌ با خبرنگار نسيم‌جنوب‌ شماره‌ 204)
ـ اميدواريم‌ پالايشگاهها در عسلويه‌ آن‌ منطقه‌ را به‌ سرنوشت‌ جم‌ و ريز دچار نکنند (بهزادي‌ ـ خبرنگار نسيم‌جنوب‌ شماره‌ 129)
ـ برداشت‌ بي‌رويه‌ و دائم‌ آبهاي‌ زيرزميني‌ و آلودگي‌ هوا توسط پالايشگاه‌ فجر جم‌، بزرگترين‌ مشکل‌ کشاورزي‌ منطقه‌ است‌. (ديدار خبرنگارنسيم‌جنوب‌ با کشاورز نمونه‌ کشور مطنقه‌ جم‌ و ريز ـ شماره‌ 121)
ـ پالايشگاه‌ حق‌ مسلم‌ اين‌ منطقه‌ يعني‌ پرداخت‌ 1 درصد عوارض‌ مازاد توليدي‌ خود نيز طبق‌ قانون‌ پرداخت‌ نمي‌کند. (شوراي‌ شهر جم‌ ـ در مصاحبه‌با خبرنگار نسيم‌جنوب‌ شماره‌ 154)
ـ آيا نسل‌ آينده‌ نخواهد پرسيد در ازاي‌ پرداخت‌ هزينه‌هاي‌ گزافي‌ که‌ پالايشگاه‌ گاز به‌ اين‌ مردم‌ تحمل‌ کرده‌ چه‌ منفعتي‌ عايد جم‌ و ريزي‌ها شده‌است‌. (مقاله‌اي‌ مستدل‌ از دو نويسنده‌ نسيم‌جنوب‌ ـ شماره‌ 159)
ـ شرکت‌ نفت‌ بايد مشارکت‌ بيشتري‌ در آباداني‌ منطقه‌ جم‌ داشته‌ باشد. (شهردار شهر جم‌ ـ مصاحبه‌ خبرنگار نسيم‌جنوب‌ شماره‌ 210)
جمله‌هاي‌ فوق‌ مطالبي‌ اندک‌ از برخي‌ گفتگوها و مقالات‌ سالهاي‌ 77 تا 81 مي‌باشد که‌ همگي‌ در هفته‌نامه‌ نسيم‌جنوب‌ چاپ‌ گرديده‌ است‌ وپالايشگاه‌ فجر جم‌ به‌ هيچ‌ کدام‌ از آنها در طي‌ اين‌ دوران‌ پاسخي‌ نداده‌ است‌ که‌ صفحه‌هاي‌ هفته‌نامه‌ مزبور شاهد بر اين‌ مدعاست‌.
 اکنون‌ سؤالي‌ که‌ مدام‌ ذهن‌ نويسنده‌ را مشغول‌ کرده‌ اينست‌ که‌ چگونه‌ است‌، بزرگترين‌ پالايشگاه‌ گاز خاورميانه‌ که‌ داراي‌ مديران‌ فهميده‌ و روابطعمومي‌ قوي‌ و غني‌ مي‌باشد اين‌ همه‌ نسبت‌ به‌ مطالبات‌ مسئولين‌ و مردم‌ بي‌اهميت‌ و بي‌تفاوت‌اند، بطوري‌ که‌ حتي‌ زحمت‌ يک‌ جوابيه‌ نيز به‌ خودنمي‌دهد و در جواب‌ اين‌ سؤال‌ به‌ ناچار فرضيه‌هاي‌ ذيل‌ را پيش‌ روي‌ و قضاوت‌ عموم‌ قرار مي‌دهيم‌ تا اينکه‌ آنها خود نتيجه‌گيري‌ کنند:
1ـ سياست‌ وزير نفت‌ است‌ که‌ هر کجا پروژه‌ تأسيساتي‌ دارد فقط به‌ فکر افزايش‌ توليد و رفاه‌ کارکنان‌ خود باشد و اقدام‌ به‌ استخدام‌ نيروي‌ غيربومي‌آن‌ منطقه‌ ورزد. اين‌ ديدگاه‌ که‌ تا حدودي‌ توتاليتروار نمود پيدا کرده‌ است‌ تا حدودي‌ باطل‌ است‌ زيرا با نگاهي‌ که‌ به‌ جاهاي‌ ديگر کشور که‌ صاحب‌چاه‌ها و پالايشگاه‌هاي‌ نفت‌ و گازند مي‌بينيم‌ که‌ در آنجا آباداني‌ از استان‌ بوشهر بيشتر به‌ چشم‌ مي‌خورد و سرريزهاي‌ اقتصادي‌ بزرگي‌ متوجه‌ آن‌منطقه‌ شده‌ است‌ و افراد شاغل‌ در آنجا اغلب‌ بومي‌ آن‌ استان‌ مي‌باشند.
2ـ در مرکز پالايشگاه‌ فجر جم‌ همگي‌ از بام‌ تا شام‌ به‌ کار مشغولند و آنگونه‌ احساس‌ مي‌شود که‌ مشغله‌شان‌ به‌ حدي‌ زياد است‌ که‌ مشکلات‌پيراموني‌ را به‌ چشم‌ نمي‌بينند و يا آنها مسائل‌ کلان‌ را مي‌بينند و نابودي‌ درختان‌ و کشاورزي‌، مکيدن‌ و آلوده‌ کردن‌ آبهاي‌ زيرزميني‌ را پائين‌ دست‌ وگاهاً غيرواقع‌ قلمداد و منکر مي‌شوند که‌ در جواب‌ اين‌ ديدگاه‌ کافي‌ است‌ هياتي‌ کارشناس‌ به‌ منطقه‌ جم‌ سفر کنند.
3ـ آقايان‌ اصلا پاسخگوي‌ افکار عمومي‌ حداقل‌ در سطح‌ استان‌ را ضروري‌ نمي‌بينند و چنين‌ مي‌پندارند که‌ مديران‌ استان‌ نيز از چنان‌ قدرتي‌برخوردار نيستند که‌ کاري‌ کنند. که‌ البته‌ اين‌ ديدگاه‌ توهيني‌ بزرگ‌ به‌ مديران‌ ارشد استان‌ بوشهر است‌.
4ـ احتمال‌ دارد توصيه‌ مديرعامل‌ و پالايشگاه‌ و روابط عمومي‌ اين‌ باشد و بر اين‌ شعار معتقد شوند که‌ “من‌ به‌ تو جواب‌ نمي‌دهم‌ چون‌ احساس‌مي‌کنم‌ تو به‌ من‌ جواب‌ خواهي‌ داد”. و در اينصورت‌ است‌ که‌ هيچ‌ زمان‌ به‌ گفتارهاي‌ مسئولين‌ در هفته‌نامه‌هاي‌ استان‌ و يا جلسات‌ ديگر در مورداجحاف‌ و زيان‌ پالايشگاه‌، جوابي‌ از طرف‌ پالايشگاه‌ فجر جم‌ نمي‌شنويم‌. در اينصورت‌ وظيفه‌ نشريات‌ و مديران‌ استان‌ و شهرستان‌ نيز صد چندان‌ميشود که‌ پالايشگاه‌ را به‌ تمکين‌ از خواسته‌ شهروندان‌ وادارند که‌ اگر چنين‌ حاصل‌ نشد عقده‌هاي‌ سرکش‌ و محروميت‌ شهروندان‌ علاوه‌ بر اينکه‌متوجه‌ پالايشگاه‌ است‌ مديران‌ استان‌ نيز به‌ عدم‌ همراهي‌ و جوابگويي‌ با آنها متهم‌ مي‌شوند.
5) مسئولين‌ پالايشگاه‌ قبول‌ دارند که‌ به‌ منطقه‌ جم‌ و استان‌ ستمي‌ آشکار مي‌رود و قبول‌ دارند که‌ به‌ مطالبات‌ احترامي‌ نمي‌گذارند. منتها ترجيح‌مي‌دهند به‌ کار خود ادامه‌ دهند حالا اگر هر از گاهي‌ نارضايتي‌ صورت‌ گيرد، با اقتداري‌ که‌ دارند آن‌ را بر سر راه‌ برمي‌دارند و يا با بردن‌ يک‌ تانکر آب‌ به‌يک‌ آبادي‌ نهايت‌ سخاوتمندي‌ خود را نشان‌ دهند و تا مدتي‌ آرامش‌ را باز مي‌گردانند، که‌ خدا کند چنين‌ مباد.
اميدوارم‌ که‌ عدم‌ پاسخگوئي‌ مسئولين‌ پالايشگاه‌ ناشي‌ از مشغله‌ و کار زياد آنان‌ باشد و نه‌ از ...

|+| نوشته شده توسط حسن حیدری در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 11:33